🌹

۷ تیر

امشب فقط برای توئه.

برای کسی که بدون اینکه بدونه، همه چیز رو عوض کرد.

♪ موسیقی با شروع پخش می‌شه

یه سوال ساده.

یه همسایه‌ی غیرمنتظره.

یه دژاوو که هنوز توضیحش ندارم.

و بعد — همه چیز فرق کرد.

فصل دوم

داستان ما

بعضی لحظه‌ها خیلی خوبند که فراموش بشن.

📋اوایل پاییز ۱۴۰۳

جلوی تابلو کلاس‌ها

ایستاده بودی جلوی تابلو. سرت پایین بود. دنبال شماره کلاس می‌گشتی. برگشتی ازم پرسیدی چه کلاسی هستیم. من توی شوک بودم. ریکلس بودم. نمی‌دونستم که این یه شروعه.

🏠چند روز بعد

سر کوچه — همسایه

سر کوچه ایستاده بودم که دیدمت. چشمامون که به هم افتاد، هر دو فهمیدیم. همسایه‌ایم. انگار دنیا از قبل یه جور دیگه چیده شده بود. یه دژاوو که هنوز نمی‌دونم چطور توضیحش بدم.

🌙اون شب‌های بی‌پایان

حرف زدیم تا صبح

یه بار شروع کردیم حرف زدن، انگار قرار نبود تموم بشه. از همه چیز. از آرزوها، از ترس‌ها، از چیزهایی که آدم معمولاً پیش هیچ‌کسی نمی‌گه. همون شب‌ها بود که فهمیدم — این یکی واقعاً فرق داره.

☀️یه‌جایی بینابین

عادت شدی

یه‌وقتی نفهمیدم که کِی شد — بدون پیامت روزم ناقص حس می‌شه. صدای خنده‌ات شد یکی از قشنگ‌ترین صداهایی که می‌شناسم. عادت بدی، آینازم. عادت خوبی.

🫶۲۰۵ روز بعد

اینجاییم

دویست و پنج روز از اون تابلو کلاس تا اینجا. هیچ‌کدوم از این روزها رو عوض نمی‌کنم. حتی سخت‌ترینشون رو.

فصل چهارم

عکس‌های خاطره

تصویری که هزار کلمه کم داره.

خاطره اول

دلم می‌خواد این لحظه رو همیشه یادم باشه

خاطره دوم

هر بار که می‌بینمش لبخند می‌زنم

خاطره سوم

هزار کلمه هم کم بود

فصل پنجم

چرا خاص هستی

هر کارت رو برگردون. اینا همه واقعیند.

خنده‌ات

برگردون

اون خنده‌ای که ناگهانی میاد — وقتی واقعاً بامزه‌ات شده، نه وقتی می‌خوای ادب رعایت کنی. اون خنده‌ی واقعیت. یکی از قشنگ‌ترین چیزاییه که می‌شناسم.

طرز گوش دادنت

برگردون

وقتی حرف می‌زنم، حس می‌کنم واقعاً داری می‌شنوی. نه اینکه داری صبر می‌کنی نوبتت بشه. یه جور نادری داری گوش می‌دی که آدم دلش می‌خواد بیشتر حرف بزنه.

صداقتت

برگردون

می‌گی چی فکر می‌کنی. حتی وقتی سخته. حتی وقتی شاید طرف مقابل دوست نداشته باشه. این خیلی کمیابه — و من خیلی قدرش رو می‌دونم.

طرز مراقبت کردنت

برگردون

یه پیام کوچیک در لحظه‌ی درست. یه سوالی که نشون می‌ده قبلاً شنیدی. این چیزهای کوچیک — اینا نشونه‌ی آدم‌های بزرگن.

ذهنت

برگردون

طرز فکرت منو غافلگیر می‌کنه. یه چیزی رو از زاویه‌ای می‌بینی که من حتی بهش فکر نکرده بودم. با تو حرف زدن همیشه یه چیز جدید یاد می‌گیرم.

قدرتت

برگردون

چیزهایی رو با خودت حمل می‌کنی و باز هم می‌خندی. باز هم سر جات هستی. این قدرتیه که خیلی‌ها دارند ولی نشونش نمی‌دن. تو نشونش می‌دی.

سلیقه‌ات

برگردون

در موسیقی، در داستان‌ها، در چیزهایی که دوست داری — یه چیز اصیل و خالص داری. سلیقه‌ات به آدم نشون می‌ده کِه هستی.

نرم‌دلیت

برگردون

اجازه می‌دی احساس کنی. توی دنیایی که همه رو سخت می‌کنه، تو نرم موندی. این شجاعانه‌ست — خیلی بیشتر از اونی که فکر می‌کنی.

شوخ‌طبعیت

برگردون

تیز، غیرمنتظره، در لحظه‌ی درست. بدون تلاش، یه لحظه‌ی معمولی رو می‌بری یه جای دیگه. با تو بودن خسته‌کننده نیست.

فقط تو

برگردون

نه نسخه‌ای از خودت. نه کسی که سعی می‌کنی باشی. فقط همین — دقیقاً همون‌طور که هستی. این خودش کافیه. خیلی هم بیشتر از کافیه.

فصل ششم

خاطره‌های صوتی

بعضی چیزها بهتره شنیده بشن تا خونده بشن.

۰:۴۵

یه چیزی که مدت‌هاست می‌خواستم بگم

۱:۱۲

اون داستانی که برات تعریف کردم

۰:۵۸

یه آرزوی کوچیک برای تولدت

فصل هفتم

اعداد ما

هر داستان بزرگ آمار و ارقام خودش رو داره.

۰

روزی که باهمیم

۰+

ساعت از اون تابلو کلاس

۰

آهنگ مشترک توی پلی‌لیست

۰

جوک خودمانی

۰+

بار که خنده به لبم آوردی

۰

نفر مثل تو

فصل هشتم

نامه‌های سری

هر کدوم رو وقتی که بیشتر بهش نیاز داری باز کن.

فصل نهم

دیوار خاطره

پولاروید‌ها رو بکش. مال توان.

روزی که دوست دارم یادم باشه

روزی که دوست دارم یادم باشه

بی‌برنامه. کامل.

بی‌برنامه. کامل.

بهترین نوع لحظه

بهترین نوع لحظه

نمی‌خواستم تموم بشه

نمی‌خواستم تموم بشه

همین‌جا. همین الان.

همین‌جا. همین الان.

فقط ما

فقط ما

فصل دهم

شیشه‌ی آرزو

روی یه ستاره کلیک کن تا آرزویت رو ببینی. ۵۱ تا منتظرته.

۰/۵۱ آرزو

از ۵۱ آرزو، ۰ تا رو باز کردی

فصل یازدهم

ماجراهای آینده

تجربه‌هایی که باید وجود داشته باشن. یه‌جایی، یه‌روزی.

🌌
رویایی

دیدن شفق قطبی

ایستادن زیر آسمانی که انگار فقط برای ما نمایش می‌ده.

🌅
سکوت جادویی

طلوع کنار دریا

تماشای آب در لحظه‌ای که طلایی می‌شه، قبل از اینکه بقیه‌ی دنیا بیدار بشه.

🗺️
ماجراجویی

یه شهر ناشناس

گم شدن توی جایی ناآشنا — با هم. پیدا کردن چیزی که انتظارش رو نداریم.

🚗
آزادی

سفر جاده‌ای

شیشه‌ها پایین، پلی‌لیستمون بلند، مقصد اختیاری.

بی‌زمان

شب‌نشینی و قهوه

یه میز کوچیک. یه گفتگوی طولانی. ساعت‌هایی که مثل دقیقه می‌گذرن.

🎶
برقی

یه کنسرت زنده

توی همون اتاق موسیقی که دوستش داریم بودن. هیچ چیزی مثلش نیست.

🎈🎉🎊🎈

فصل دوازدهم

تولدت مبارک

آینازم

امیدوارم امسال بیشتر از چیزی که تصور می‌کنی داشته باشه. بیشتر خنده، بیشتر وضوح، بیشتر لحظه‌هایی که نفست رو می‌بره. لایقشی — و خیلی بیشتر از اون.

فصل پایانی

از اون تابلو کلاس تا اینجا،

از همسایه بودن تا اینکه فهمیدم چقدر مهمی،

خوشحالم که اون روز دیدی منو و تو گروه تگم کردی.

تولدت مبارک، آینازم.

با تمام وجود — امیرمحمد